: سفالین
X
تبلیغات
رایتل
روزمرگی
عاقبت بودنم شد! آدمی را دمیدند.آه باران نمی داند اینرا... آدمی سفالی قدیمیست.
پیشینه
چهارشنبه 17 تیر‌ماه سال 1388
صدای اینروزها

ساعت ۱۰ شب که میشه هنوز از پشت پرده ی پنجره ای خاموش! صدایی بلندمیشه 

گاهی صدای یک زن به تنهایی.گاهی صدای چند نفر باهم.گاهی صدای یک کودک ازسرسرگرمی... 

-در خیابان های شهر،صدای بنیامین ازچهاردیواری های آهنی بی سقف!که ثروت صاحبانشان را فریاد می کشند. 

-در پارک ها،صدای کف زدن های پی در پی پدر و مادر بخاطر پایین آمدن کودکشان ازتاب و سرسره!

و گوشه ای دیگر: 

در همسایگی مجتمع تفریحی دشت بهشت-دیوارهای بلندی که بلندترین صدایش بیدارباش صبحگاهی ست و چوبه ای با یک صندلی برای نفر بعد. 

... 

این فردای سکوتی ست که با آن چند روزی تیتر اول خبرها بودیم...   


دوستداران سفالین: Free Image Hosting at allyoucanupload.com 191875


دست نوشته ها