: سفالین
X
تبلیغات
رایتل
روزمرگی
عاقبت بودنم شد! آدمی را دمیدند.آه باران نمی داند اینرا... آدمی سفالی قدیمیست.
پیشینه
سه‌شنبه 27 فروردین‌ماه سال 1387
سلام نو

 

سلام  همیشه شوق وصالست و گفتنش زایل کننده غمها.

اینک که بعد از مدتی قرار است نوشتار تازه ای را در پیوندگاه خود و دوستان عزیزم قراردهم ،

چنان شوقی ازدیدار دوباره تان در  خود احساس  میکنم که گویی قطار زمان سالهاست در

ایستگاه اول مانده و غبار تکرار  و روزمرگی ،آن را ربوده است  .

صدای تق تق مرموزی که بر تمام سکوت قطار حکمفرمایی میکند ، تنها عاملیست که لکوموتیوران

 خسته را وادار به تحرک  میکند .

وبهترین تصمیم  خروج از قطار کهنگی است.

 چنان صمیمیتی درفضا موج میزند که مسحور می ماند.

نسیمی روح نواز ،رقص کنان مژده بهار را میدهد تا عیش مدهوشان کامل شود.

شور زندگی وحیات چنان در کائنات طنازی میکند که هر منفعلی را وادار به تعمق .

جاذبه ایستادن ونگریستن ناخواسته است.

تولد طبیعت مژده دگردیسی را میدهد.

پرچم بهار سبز است و ارمغانش شکوفه های رنگین .

بهار عاشق است.  عاشق من ،تو ،ما .

عطر خدا در فضا میپیچد.

کافیست دلهایمان را به زیر باران ببریم. 

MultiHoster


دوستداران سفالین: Free Image Hosting at allyoucanupload.com 191474


دست نوشته ها