: سفالین
X
تبلیغات
رایتل
روزمرگی
عاقبت بودنم شد! آدمی را دمیدند.آه باران نمی داند اینرا... آدمی سفالی قدیمیست.
پیشینه
دوشنبه 19 آذر‌ماه سال 1386
امید

 

چهار شمع روشن به آرامی با هم درددل میکردند .
شمع اول  : من آرامش هستم . آدمی مرا گم کرده.خاموشیم آرزوست.
شمع دوم : من ایمان هستم .. دیگه جایی در دل آدمی ندارم.خاموشیم آرزوست.

شمع سوم: من عشق هستم ...آدمی فراموش کرده که عشق از همه کس به آنها نزدیکتر است.خاموشیم آرزوست.
کودکی وارد اتاق شد و سه شمع  را خاموش شده دید.
چرا شعله تان خاموش شد و نورتان از بین رفت؟ مگر نه اینکه باید تا ابد روشن بمانید و همه جا را نورانی کنید؟
شمع چهارم گفت :

تا وقتی که من  وجود دارم میتوانم آن سه شمع را روشن کنم و می توانم تا ابد آنها را روشن نگاهدارم! من امید هستم .
کودک با اشتیاق و شتاب فراوانی شمع روشن را به دست گرفت و با شعله اش سه شمع خاموش شده را دوباره روشن کرد.


Free Image Hosting at allyoucanupload.com 

پ.ن:

کودکی سرشار از امید است...

کودکیم آرزوست.

 


دوستداران سفالین: Free Image Hosting at allyoucanupload.com 191474


دست نوشته ها